خرید بک لینک
سکانس اول

-سلام

سلام

-خوبی؟!

نه.

-چرا! اتفاقی افتاده؟

اره.دلتنگم

-دلتنگه کی؟

تو

-چی من .من که پیشتم.

جسمت هست ولی فکرت جای دیگست.

- خب من یکی دیگرو از اول دوست داشتم.فکر کنم تو اینو از همون اول میدونستی.

پس چرا با من بودی؟

-باسه تفریح.

به نظرت من اسباب بازیم؟

- نه.خودت خواستی من اینجوری فکر کنم.

باشه. حالا دیگه برو.

- خداحافظ

صدای ...

.

.

.

نترسید. کسی خودکشی نکرد. این صدای گریه دختری بود که تا حالا کسی اشکهایش را ندیده بود.

سکانس دوم

سه سال بعد

-سلام

سلام.ببخشید شما؟

-منم .دوستت...

خوبی؟

-واقعا منو نشناختی؟

مگه میشه کسی که اشکم رو در اورد نشناسم.خوبی؟

-نه.عشقم بهم گفت من براش حکم یه سرگرمی رو داشتم.

خب.حتما خودت خواستی که در موردت اینجوری فکر کنه!

-میخواستم منو ببخشی

من همون لحظه که ترکم کردی بخشیدمت.

-میشه دوباره باهم باشیم؟

سکوت

صدای...

تمام

چشم به چشم ماو دلت پیش دیگری ست

جای گلایه نیست که این رسم دلبری ست

....

ساحل جواب سرزنش موج را نداد

گاهی فقط سکوت سزای سبکسری ست

برچسب: دلتنگی, نویسنده: ترانه پورعلی تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1396 ساعت: 17:37

صفحه بندی